الشيخ محمد آصف المحسني

31

متافيزيك از نظر رئاليزم يا معارف اسلامى از نگاه علم وفلسفه (فارسى)

چنانچه خداوند در قرآن ميفرمايد : يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ( فاطر / 15 ) . تناقض ، و ماركسيست‌هاى ديالكتيكى بعد از اينكه مفاهيم سه‌گانهء واجب الوجود ، و ممكن الوجود ، و ممتنع الوجود ، را دانستيم مناسب آنست كه مصاديق اين مفاهيم را مشخص نمائيم و اصل مقصود خود را كه شناسائى آفريدگار جهان است ، مدلّل و مبرهن سازيم . براى ممتنع الوجود ميتوان افرادى ( در ذهن ) ذكر نمود كه از آن جمله اجتماع ضدّين اجتماع مثلين ، دور ، تسلسل ، لازم داشتن وجود يكشئ عدم خود را ، تصادف و انفاق يعنى موجود ممكن بدون سبب ( ترجح بلامرجح ) مىباشد . محالست كه يك شئ كاملا هم سفيد باشد و هم سياه ، خيلى ممكن است كه يكشئ بعضى آن سفيد باشد و بعضى آن سياه ، ممكن است كه يكشئ را در شرائط فعلى خود در كرهء زمين سفيد به بينيم ، ولى همين شئ را در كره ديگر با شرائط ديگر برنگ ديگر ببينيم ، ولى ممكن نيست درين كره با حفظ تمام شرائط همين شئ تمام آن هم سفيد باشد و هم سياه ، لذا ميگويئم اجتماع ضدّين محال است و اين مطالب را هر عاقلى ميداند . محال است دو سفيدى بر يك محل وارد شود و يا دو رنگ ديگر ، ما ميتوانيم سياهى را بالاى جسم سياه بريزيم ، ولى نميتوانيم دو سياهى